من بعد از مریضی ام دیگه از فکر کردن به آینده دوری می کنم.

چون فکر میکنم فردا هزار تا اتفاق ممکنه رخ بده و شاید اصلا من مردم، پس چرا غصه بخورم و یا نقشه بکشم. بزار هر روزم و زندگی کنم.

اما امشب به این فکر کردم که دیگه نمیخوام دانشجو باشم. و دیگه نمیخوام برم خوابگاه.