Founder
اسپویل 🚫
دیروز فیلم founder رو دیدم.
داستان مک دونالد و جهانی شدنش. اینکه چطور ری کراک امتیاز اونو از بنیانگذارهاش گرفت!
مک و دیک دو تا برادری بودن که ایده مک دونالد برای اونا بود. ری کراک کسی بود که تلاش می کرد تا کسب و کاری رو ایجاد کنه، به طور اتفاقی با دو برادر آشنا میشه و هر طور شده اونا رو راضی میکنه بهش نمایندگی بدن و اون بتونه شعبه های دیگه ای ازش بزنه.
ری کراک وام میگیره و رستوران رو راه میندازه و بعد سرمایه گذار پیدا میکنه و شعبه های زیادی میزنه. سر یه سری چیزا با مک و دیک اختلاف پیدا میکنه و نقشه میکشه تا از زیر اختیار اونا بیاد بیرون.
اون با نقشه ای حساب شده جلو میره و بعد از مدتی که نقشه اش عملی شد میزنه زیر قرارداد با مک و دیک!
و میگه قرارداد ها برای شکستن ساخته میشن!!
.
بعد از اتفاقاتی مک و دیک میبینن نمیتونن از پسش بربیان و حاضر میشن امتیاز مک دونالد رو بهش بفروشن.
بعد از ری کراک یکی از کارکنان اولین رستورانش که حالا مقام ارشد داره رئیس مک دونالد میشه و الان تو بسیاری از کشورها شعبه دارن و حتما تویی که اینو میخونی اسم این رستوران رو شنیدی.
.
+ ری کراک همسری داشت که باهاش پایه نبود. همسرش مثل خودش بلند پرواز و جسور نبود ... و آقای کراک در جریان کارهاش با زنی زیبا و پر انرژی و بلند پرواز آشنا شد. این خانم زن یک رستوران دار بود! بعد از مدتی خانمه طلاق میگیره و کراک زنش رو طلاق میده و اینا با هم ازدواج میکنند.
.
.
پ.ن۱: ری کراک فرد سخت کوش و با پشتکاری بوده و زحمت کشیده و امپراطوری مک دونالد رو بر پا کرده اما من اصلا لذت نبردم از این داستان.
بنظرم این کارها با اصول اخلاقی سازگار نبوده.
.
پ.ن۲: هر زن و مردی که کنار هم قرار میگیرن ممکنه گذشت سال ها اونا رو به مسیرهای دیگری بکشونه... و این نکته دردناک دیگری در زندگی هست!
من خیلی بدم اومد که زنش رو ول کرد و رفت سراغ اون یکی و خیلی بدترم اومد که اون زن شوهرش رو رها کرد.
اما قضاوت نمیکنم... زندگی کنار کسی که کیلومتر ها باهات فاصله داره احتمالا خیلی کسل کننده میشه.
اما از طرفی زندگی مشترک نباید انقدر سست باشه... شاید راهی باشه که رابطه حفظ بشه... نمیدونم.