امشب مراسم عروسی بودیم‌. عروس و چقدر دوست دارم. هم محله ای مونه‌. مادرشم دوست دارم. یه زن خیلیی رنج کشیده....

.

وسط مراسم عروسی احساس های خوبی داره عروس و خانواده اش و غرق لذتن.... اما وقتی مراسم تموم میشه همه ی اون حس های خوب هم تموم میشه و عروس میمونه و دامادی که انتخاب کرده! و زندگی ای که توش قدم گذاشته...

.

.