اراده
نمیدانم در اثر اتفاقاتی که افتاد یک انقلاب روحی در من رخ داد یا کتابی که مطالعه کردم (رها کردن آسان نیست) یک چیزهایی را به من یادآوری کرد ولی به هر حال یک اراده مصمم در من به وجود آمده که باعث می شود دیگر با خاطرات و آرزوهایم در رابطه با س نجوشم!
میل دارم زندگی ام را ادامه دهم و امید را انتخاب کنم. میل دارم با قدرت اراده ام یک کارهایی انجام بدهم از جمله اینکه عادت به فکر کردن به او را ترک کنم. میل دارم به این فکر کنم که زندگی برایم ادامه دارد و شاید صفحات روشنی باشند تا منتظرند من آن ها را ورق بزنم.
.
یکی از تلخ ترین اتفاقات برای من در هفته گذشته رخ داد اما احساس شیرینی از امید درونم حس می کنم. ترس هایم راهم را می گیرند اما یاد همان جمله ی سیمین دانشور در کتاب سووشون می افتم که می گفت : همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی ترس. آدمی زاد از چنان قدرت روحی برخوردار است که اگر بخواهد می تواند کوه ها را جا به جا کند.
.
.
+جمله را دقیق یادم نمی آید پس ممکن است اینور آنور شده باشد.
+در تمام روزهایی که اینجا بود و من امید به دیدارش داشتم بیرون نرفتم و از همین جا قدم اول را برداشتم.
+سووشون بهترین رمان ایرانی است که خوانده ام!