از رفتارهامون
من لاغرم!
و خب خیلیا برمیگردن میگن تو چرا یکم وزن اضافه نمیکنی؟
تو چرا فلانی ؟
تو چرا بیساری؟
در اون دوران آشفتگی روحی بدنمم بیشتر تحلیل رفت و خیلیا وقتی رو به رو میشدیم میگفتن توو چقدر لاغر شدی!!
.
یه سری ها هم توصیه هایی میکنن که چطور چاق تر بنظر برسم!
.
امان از وقتی که بری خیاط و بخوای یه چیزی برای خودت سفارش بدی!! اون دفعه که رفته بودم برای اندازه گیری مادرشوهرش که اون جا بود برگشت به مامانم گفت این دخترت چرا نمیخواد یکم چاق بشه؟؟؟ چاق بشه لباس بیشتر بهش میاد!
دیروزم رفتم پرو نهایی و بازم خب حرف هایی در این مورد!
.
+آدم خسته میشه واقعا! کاش هیچ وقت اگه کسی رو دیدم چاقه یا لاغره بهش نگم وزنت رو فلان کن! اگه کسی رو دیدم جوش داره نگم فلان دکتر برو یا فلان چیز و بزن! یا نشینم پشت سرش بگمم وااای فلانی طفلک چقدر جوش زده!!!
کاش هیچ وقت دخالت نکنم تو کاری که از من در موردش نظر نخواستن!
.
نمیدونم چرا حس بدی بهم میده! انگار دستشون رو میزارن روی کمبود هات... اونارو بهت نشون میدن و میگن ببین اینت کمه!! کافی نیست...
.
+یکی از اون تیپ آدمهایی که خیلی من و آزار میدن اونایی ان که انگار با یه ذره بین بهت نگاه میکنن و عیبی در تو پیدا میکنن و با حالتی به ترحم آغشته بهت میگن!
+ یه دوستی هم (دوست!!) دارم که از نظر شخصیتی این کارو میکنه! مثلا از بین حرف ها و رفتارهات یه چیزی پیدا میکنه و میگه تو اینی!
آدم اصلا نمیتونه با خیال راحت خودش باشه و حرفش رو بزنه چون برچسب میخوره!
تو زمینه ظاهر فیزیکی هم دقیقا همینه! آدم از آشکار شدن بعصی ویژگی هاش خجالت میکشه چون بقیه وقتی میبینن انگار تو رو همون جور که هستی نمیپذیرند و احساس ناکافی بودن بهت دست میده!
.