خودت باش، مگه خودت چشه؟
احساس میکنم یه کم بدنم ضعیف شده، سر تمرین رقص آذری پاهام دیگه نمی اومد باهام ..
خیلی انرژی زیادی میخواد این رقص ولی از طرفی به شدت حس خوبی میده وقتی حرکات رو یاد میگیرم.
.
+ عروسی مریم و دایی ام رو پیش رو داریم و من نمیخواستم مثل قبل از این وحشت کنم که اصرار کنن برم وسط ![]()
امیدوارم تا نیمه خرداد یه سری حرکات و تموم کنم که نیمه بعدش برم سراغ تمرین های نهایی و هماهنگی اش.
+ یعنی میشه تو عروسی مریم یه رقص خیلی قشنگ ارائه بدم؟؟
دوست دارم اون بعد ضعیف و خیلی ساده ام رو شکست بدم و به ورژن جدید تری برسم. دوست ندارم دختر خاله ام سر اینکه رقص بلد نیستم تیکه بندازه بهم.
+من عاشق اصالت آذریایجانی ام هستم و اصلا دوست ندارم که از فرهنگش جدا بشم و به قالب فارس در بیام. با اینکه به شدت زبان فارسی و ایرانم رو کلا دوست دارم اما بنظرم آذری بودن بخش مهمی از هویت ماست و اینکه ما ازش در بیایم و سعی کنیم یه فارس باشیم باعث میشه هویتمون گم بشه... الان دیگه جوری شده که رقص های عروسی هامون ۹۰ درصد فارسیه، یه درصدی از پدر مادر ها کلا با بچه هاشون فارسی حرف میزنن، رسم و رسوم مون هم که حتی فارسی رو پشت سر گذاشته و داریم برای بچه هامون جشن کریسمس میگیریم. رسم های قدیمی عروسی دیگه دارن از دست میرن...
+ من اگر روزی بچه داشته باشم قطعا اجازه میدم با زبان فرهنگ خودش با دنیا آشنا بشه، بهش یاد میدم قدر خودش و هویتش رو بدونه ...
+ آقا هیتلر به نژاد خودش می نازید. من نمی نازم ها، فقط میگم از چیزی که هستی و خدا تو رو درش خلق کرده فرار نکن! چرا باید فکر کنی نژاد فارس برتره و سعی کنی مثل اونا بشی !!!
یا چرا سعی کنی مثل نژاد اروپایی ها بشی؟؟؟ آقا خودت باش، مگه خودت چشه؟؟؟
بعد التحریر : اومدم یه کلمه بنویسم پاهام تو رقص نمی اومد باهام، ببین به کجا رسیدم ![]()