کلیپی از آقا لطیف و بهار خانوم دیدم. یاد اون روزایی کردم که این سریال پخش می‌شد. افطار، لیگ جهانی والیبال، کاریزمای معروف، دردسرهای عظیم، شباهت لطیف به س، شب‌های تابستون و آرامش بعد افطار‌. هیروی کوچولوی من. و من، یه من خیلییی جوون.

چرا گذشته همیشه انقدر خوش طعمه برامون؟؟؟

فکر کنم مغزمون تلخی‌هاش رو فیلتر میکنه و فقط خوشی‌هاش یادمون میمونه! چون اون موقع کم دردسر نداشتم ولی گاهی دلم برای همون وقتا تنگ میشه.

.

+قلبم امشب سر ناسازگاری داره! و من نمیدونم چرا. فردا صبح زنده باشم صلوات!