خون‌سرد رو تموم کردم. خوبی سریال‌های ایرانی اینه که هر قسمتی 40 ، 50 دقیقه هست و در مقایسه با سریال‌های ترکی خیلی بهینه‌تره دیدنشون :) اونا هر قسمتش تا 2:30 ساعت یا حتی بیشتر می‌تونه باشه.

خون‌سرد ایده‌‌اش جذاب بود. نقش اول یه قاتل سریالی به نام دکتر کسری کیا هست، با بازی امیر آقایی. شاید تنها شخصیت سریال بود که نسبتا خوب پرداخت شده بود. مقتول‌هاش رو از بین زن آزارها انتخاب می‌کرد چون در گذشته‌ی خودش خاطرات خیلی تلخی در مواجهه با این موضوع داشت.

شخصیت بعدی سرگرد طلوعی بود. اما واقعا بنظر من برای شهرام حقیقت‌دوست نقش کمی بود. شخصیت رسما یک افسر پلیس بیشتر نبود. هیچی نداشت. یه علاقه‌ی نیم‌بند از گذشته تنها چیزی بود که در مورد این آدم فهمیدیم.

سارا رسول‌زاده نقش خواهر دکتر کیا رو داشت. دچار پریشانی‌های روحی بود که اون‌طور که گفتن انگار دوقطبی بود. پریشانی‌های روحی‌اش رو یه مقداری خوب نشون داده بودن. حالا نمی‌دونم با دوقطبی هماهنگ بود یا نه ولی خب اون کلافگی‌ و خستگی شخصیت رو حس می‌کردم. اما اطرافیان به شدت حواسشون بهش بود. در حالیکه در دنیای واقعی خیلی کم این اتفاق میفته.

حالا نقش‌های دیگه رو کاری ندارم. فقط می‌خوام در مورد سارا بهرامی حرف بزنم که واقعا افتضاح بود از نظر من. میمیک‌های صورتش آزارم میده. همه‌جا یه شکل تکراری که کلیشه شده برام. حداقل اینجا اصلا خوشم نیومد ازش.

.

اما در مورد اتفاقاتی که در سریال افتاد. بعضی‌هاش واقعا آبکی بود. مثل مرگ اون خبرنگاره،‌ مرگ شوهر سارا و معشوقه‌اش. انقدر تعداد مقتولین بهم ریخته بود که گاهی وقتا که از یکی حرف می‌زدن آدم گم می‌کرد کیو میگه. یه سری چیزا هم همچنان نامعلوم بود و نامعلوم موند تا آخر.

.

هیجان‌انگیز بود. جذاب بود. اما نمیشه گفت سریال خیلی خوبی بود. بنظر من متوسط یکم رو به بالا بود. اگر شخصیت‌ها رو یکم عمیق‌تر می‌ساختن خیلی دیدنی‌تر میشد.