اگه یه مسیحیِ روس بودم، احتمالا اسم پسرم به جای رضا میشد آندر‌ِی (Andrei). چون خیلی اسم خوش آهنگ و دوست داشتنی‌ای هست.

+ این اسم رو تو کتاب آبلوموف دیدم و توجهم رو جلب کرد. البته اونجا می‌نوشت "آندرهِ‌ی". انگار ای آخرش یکم کشیده‌تر بود که منم البته همین‌طورش رو بیشتر دوست دارم.

+ تو پادکست but why به مناسبت آغاز سال نو از بچه‌ها در مورد آرزوهاشون برای آینده پرسیده بودن. یکی‌شون گفت آرزوم اینه بزرگ شدم مامان بشم و بچه داشته باشم.

اونجا بود که بار دیگر فهمیدم دخترا مادر به دنیا میان. که اگه اینطوری نبود کی حاضر بود زحمت بچه‌دار شدن رو تحمل کنه.